جوان که باشی ….

جوان که باشی ، ۲۴ ساله که باشی ، دانشجو که باشی ، از سطح متوسط ( رو به پایین ) جامعه هم که باشی ، همیشه یه استرسی ته دلت هست که شب هرچقد هم تا دیروقت کار کنی و صبح هر چقدم زود پاشی بازم انگار کلی کار عقب افتاده داری ! انگار توی زندگی عقبی ! انگار آینده ات تاریکه !
نمیدونم چرا یه روز ۲۴ ساعته ! کاش ۴۸ ساعت بود !! دیشب ساعت ۴ خوابیدم و امروز ۹ بیدار شدم بازم حس میکنم کم کاری کردم …
کی میخایم به یه آرامش ذهنی برسیم خدا میدونه ….هعیییی روزگار …
به قول یاس میدوئی به خاطر هیچی ، آخرم میمیری یه خاطره میشی !