امید

پارسال !

من بودم ، امید ، میلاد ، سجاد ….

امید گفت : من دیگه از فلان روز چیزی برام مهم نشد ….. بعدش رفت تکیه داد به تخت ….
کسی نفهمید منظورش چی بود ….. من فهمیدم و زدم به علی چپ …..
روح بزرگی داشتی پسر … الان یادت افتادم کم آوردم پیشت …..
مَردی مَرد ……